X
تبلیغات
وبلاگ دانشجویان پزشکی اردبیل ورودی 91
وبلاگ دانشجویان پزشکی اردبیل ورودی 91
"«پزشک» با شوق و رنج می آموزد تا رنج انسان را به شوق و آرامش برساند" 
قالب وبلاگ
همکلاسی های عزیز لطفا با اسم مستعار نظر ندین.

خیلی سخته همین حرفا رو با اسم خودتون بگین؟

اگه علاقه ای ندارین با اسم خودتون نظر بدین مشکلی نیست.

نظراتی که با اسم مستعار گذاشته میشه به هیچ وجه تایید نمیشه.

[ پنجشنبه هفتم فروردین 1393 ] [ 13:45 ] [ هانیه خراسانی ]

بســـــــم رب الـــــمهــــدی(عج)

قَـــبــرها پُـــر اَسـت اَز جَــوانـــانـــی

 كــه مـی خــواســتَــنــد

[[[دَر پــیــری تــوبـه كُنــنَــد]]]

حـــواســمــآن بــآشـد دیــر نــشــود...

[ چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393 ] [ 21:14 ] [ هانیه خراسانی ]


ببخشید دیر شد.امیدوارم سالی سرشار از شادی و موفقیت و سلامتی داشته باشین...
سال بعد این موقع هممون نتیجه علوم پایمون عالی بشه.

شاد باش نه یک روز که هزاران سال,بگذار آوازه شاد بودنت چنان درشهر بپیچد که روسیاه شوند آنانکه بر سر غمگین کردنت شرط بسته اند...

[ پنجشنبه هفتم فروردین 1393 ] [ 13:50 ] [ هانیه خراسانی ]

همیشه راهی هست

فقط باید باور و توّکل داشت

امام على عليه السلام :

مَنْ تَوكَّلَ عَلَى اللّه ذَلَّتْ لَهُ الصِّعابُ وَتَسَهَّلَتْ عَلَيْهِ الأَْسْبابِ؛

هر كس به خدا توكل كند، دشوارى ها براى او آسان مى شود و اسباب برايش فراهم مى گردد.

غررالحكم، ج5، ص425

[ سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392 ] [ 23:41 ] [ هانیه خراسانی ]

[ سه شنبه سیزدهم اسفند 1392 ] [ 12:18 ] [ هانیه خراسانی ]


پسر كوچولو گفت: «گاهی وقتها قاشق از دستم می افتد.»

پیرمرد بیچاره گفت: «از دست من هم می افتد.»

پسر كوچولو آهسته گفت: « من گاهی شلوارم را خیس می كنم.»

پیرمرد خندید و گفت: «من هم همینطور»

پسر كوچولو گفت: « من اغلب گریه می كنم»

پیرمرد سر تكان داد: «من هم همین طور»

پسر كوچولو گفت: « از همه بدتر بزرگترها به من توجهی ندارند.»

و گرمای دست چروكیده را احساس كرد: «می فهمم چه می گویی كوچولو، می فهمم.....



"من نعمره ننکسه فی الخلق"

هر کس را عمر میدهیم در خلقتش معکوسش می کنیم!

*سوره یس*

[ جمعه دوم اسفند 1392 ] [ 22:55 ] [ هانیه خراسانی ]

از روی برگرداندن دیگران نگران نباش 

تا وقتی كه نگاه خـــ♥ـــدا رو به توست...

****

خــــدایا


می خواهم از مقرّبان درگاهت باشم


راهم می دهی؟؟!!




[ دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392 ] [ 19:40 ] [ هانیه خراسانی ]

[تصویر:  13753892111.jpg]

انشالله حضورمون فردا پرشکوهتر از  همیشه خواهد بود...

وطنم پاره ی تنم
ای زادگاه و میهنم
بر خاک تو بوسه میزنم ایراااااااااااااااان

[ دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392 ] [ 19:10 ] [ هانیه خراسانی ]

زمانی که به مدرسه رفتم از من پرسیدند: وقتی بزرگ شدی می خواهی چه کاره شوی؟
من پاسخ دادم: "خوشحال."
به من گفتند که مفهوم پرسش را متوجه نشده ام و من به آن ها گفتم:

این شما هستید که مفهوم زندگی را متوجه نشده اید.

                                                                    (جان لنون)

[ چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392 ] [ 23:32 ] [ هانیه خراسانی ]
سلام دوستان و همکلاسی ها ی عزیز

خیلی خوشحال و خوش سعادت بودم از ۳ترم بودن در کنار شما

متاسفانه از ترم اینده دیگه درجمع خوب و صمیمی شما نیستم. (بخاطر انتقال دائم)

کلاس خیلی خوبی بود از نظر من

جو خیلی خوب/ همکلاسی های فوق العاده/ دوستای خوب و...

همتون خیلی خوب و محترم و با شخصیت بودید

انشاءالله همیشه خوشبخت موفق و عاقبتبخیر باشید زیر سایه رحمت خداوند رحمان

از خانم خراسانی دوست خوب و فوق العاده مون خواستم تا با رمز ایشون بیام وبلاگ و ازتون خداحافظی کنم و ازتون صمیمانه بخوام که بخاطر همه چیز و همه روزای خوب و بدمون حلالم کنید

التماس دعا

یا علی

زهرا عیدنژاد

 

[ دوشنبه چهاردهم بهمن 1392 ] [ 22:39 ] [ هانیه خراسانی ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

مدیر وب : کیاوش پیرعلایی
موضوعات وب
برچسب‌ها وب
امکانات وب

statistics